شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
124
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
نمىشود : حسود كه همگى در فكر آنست كه نعمت از آن شخص زايل شود به او رسد ، حقود كه عداوت كسى را در دل خود محكم ساخته هميشه در فكر آنست كه او را بكشد . و توانگرى كه از فقر و پريشانى ترسد و خواهان رتبهاى باشد كه او را قدرت آن مرتبه نباشد ، همنشين بدى كه اگر غافل گردد از محافظت او غلبه كند بر او . 11 ، 104 - و گفت : خصوصيت بسيار با مردمان مورث مصاحب [ 37 - ب ] بد است ، و اجتناب از ايشان سبب عداوت ، پس ميانهرو بايد بود ، نه كشيده عنان و نه گذاشته مهار . 11 ، 105 - و گفت : كسى كه مالك اسرار خود است ، پوشيده است بر مردمان حال او . 11 ، 106 - و گفت : بهتر از بهتر آن كسى است كه عمل كند به بهتر ، و بدتر از بدتر آن كسى است كه عمل كند به بدتر . 11 ، 107 - و عقول موهبتى است و علوم كسبى . 11 ، 108 - و گفت : آن كسى كه گمان برد كه او چيزيست و نيست چيزى [ كه او نيكو سازد ] ، پس اهليت چيزى پيدا نكرده است به غير از سرزنش . 11 ، 109 - و گفت : عالم طبيب دين است ، و مال در دو مرض دين است ، پس هرگاه طبيب بيمارى را به نفس خود مىكشد ، چگونه علاج غير خود خواهد كرد ؟ ! 11 ، 110 - و گفت : كامل نشوى تا آنكه ايمن نشود از تو دشمن تو ، و چگونه كامل توانى بود هرگاه كه دوست از تو در امن نباشد ؟ ! 11 ، 111 - و گفت : بپرهيزيد از معصيت دلهاى خود . 11 ، 112 - و گفت : هيچ خير و خوبى در زندگى دنيا نيست الا دو كس را ، عالم گويا به حق و خاموش شنواى حق .